محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )
242
شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )
هستند ، و ديگران كه متعرض اهل بيت ( ع ) نشده وحاضر ببدگوئى نشده اند دروغگو ميباشند ! اگر گفتيم مصادر اسلامى قديم وجديد را بايد از دست داد ، براى اسلام و مسلمين مطلبى باقى نميماند ، و همين موضوع آرزوى استعمار است ، وميخواهد آثار اسلامى ريشه كن گردد ، ولى حفناوى يك منبع قابل اعتمادى پيدا كرده و كلمات خود را از آن نقل مىكند وعليه أئمه ( ع ) از آن كتاب استشهاد مينمايد : منبع قابل اعتماد حفناوى كتابىاست كه اقوال مستشرقين ودشمنان دين و وطن را متذكر شده است . حفناوى بسيار از اوقات از گفتار مستشرقين آلمانى " كارل بروكلمان " كه بيشتر مورد اعتماد اوست استشهاد نموده وبسيارى از اوقات الفاظ او را نقل مىكند . لازم است چند جمله از عبارات اين مستشرق را براى روشن شدن مطلب نقل كنم : " بروكلمان " در جزء اول كتاب " تاريخ الشعوب الاسلاميه " طبع سوم صفحه 35 مى نويسد : " ملتهاى اسلامى بفكر بزرگ جلوه دادن پيغمبر خود هستند ، ولى ما دليلى كه قابل اعتماد باشد ومتعرض حالات أنحضرت در قبل از پيغمبرى باشد بجز يك آيه قرآن نداريم ، و آن آيه " الم يجدك يتيما فآوى ووجدك ضالافهدى " ( مگر يتيم نبوده و ما تورا حفظ كرديم وگمراه بودى تورا راهنمائى كرديم ) است بروكلمان غير از اين آيه پيدا نكرده است . و اگر در اين آيه كلمه " ضالا " نبود كه بگمراهى ترجمه كند ، دليلى براى شرح زندگى محمد ( ص ) نداشت . بروكلمان در صفحه 36 مى نويسد : " پيغمبر خدا در گفتار خود از اسلوب ومثالهاى تحارتى استفاده ميكرد " مقصود بروكلمان اين است ، كه عقل پيغمبر ( ص ) همانند " روكفلر " و " فورد " عقل تجارتى كاملى بوده ( و به درد پيغمبرى نميخورد . ) و در آخر همين صفحه مينويسد : " رواياتى نقل شده است كه با يهود و نصارى ارتباط داشت و در صفحه 43 مينويسد : " محمد ( ص ) همانند دير نشينان نصارى شبهاى خود را با نماز و دعا بپايان ميرسانيد و جاى ترديد نيست كه اطلاعات پيغمبر اسلام درباره كتاب تورات سطحى بود و در بعضى از مطالب اشتباه كرده است . " " پيغمبر ( ص ) در اثر اين اشتباهات مديون يهود و بيشتر معلمين مسيحى خود مىباشد كه " انجيل كودك " وداستانهاى اهل كهف واسكندر و غير آن را به او ياد